درساحل عشق/گالری عکس.....
دلنوشته وگالري تصاوير ديدني
همیشه غروب جمعه دلگیره ، همیشه! دلت واسه تموم دوست داشتن هات تنگ می شه و می گیره...... بغض می کنی اما متفاوت با بقیه روزها، این غم ماورائیِ....... جمعه ها مخصوص امام زمانِه ............ از اینکه یه جمعه ی دیگه هم گذشت و مهدی فاطمه نیامد،دلخوری......... از اینکه یه هفته ی دیگه باید منتظر منتقم خون حسین باشی که با ذوالفقار علی پا به دنیای ما بذاره و ممکنه تو نباشی ،دلتنگی........ اشکات تموم پهنای صورتت رو می پوشونه و هیچی جز دعای سمات آرومت نمی کنه...... بِسم الله الرَحمن ِالرَحیم که می گی و شروع که می کنی به خواندن خدا به تموم اسم های اعظمش، انگار نه دلتنگی،نه دلگیری.......فقط منتظری....... منتظر آهنگ خوشِ صدای همونی که یه دنیا سراغ عدالتش رو می گیرند ... و خوشحالی که منتظر یه حادثه ی پر از عشق و معرفتی، تصور اومدن یه منجی تموم غم هات رو از دلت پاک می کنه ........... دوست خوب من، اگه دلت توی غروب های جمعه شکست، اگه دلتنگ شدی ، اگه دعای سمات خوندی و یه حال خوب گرفتی، واسه امام زمانمون و تموم دوستداراش و تمومی دل شکسته های عالم دعا کن...... دعا کن که زودتر بیاد تا تموم بشه همه ی دلتنگی هامون و تموم بشه همه ی غصه های کوچیک و بزرگمون........ عكسي از آخرين روزهاي زندگي بانوي سينماي ايران ( نيكو خردمند)
روزي روزگاري، اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعني ايمان می خوام بگم اگه کسی رو دوست داریم، ممنون خدا باشیم که این موهبت الهی را نصیبمون کرده و بهمون فرصت عاشقی داده، آخه خود خدا عشقه و عشق توی زندگی ما جاریست ..... یادمون باشه دوست داشتن ،آغاز مهربانی و شادی است،
نکنه غم روی غمهامون بذاریم با گلایه های بیخودی و توقعات زیادی..... اگه اینجوری بشه ،دیگه عاشقی ،یه حس غریب نیست.... یه احساس لذت بخشه که توی رگهای زندگی مون جریان داره...... اینم بگم که یه دوستی دارم که همیشه همراهمه و هیچ وقت تنهام نمیذاره توی تنهایی هام همیشه هست توی غمهام همیشه هست شادی هامم هدیه اونه یکی که همیشه خیلی دوسش داشتم و دارم چون خالق منه و با تموم بدی هام همیشه دستامو توی دستاش نگه داشته و نذاشته بی پناه بمونم
عمر گذشت و همچنان داغ وفاست زندگی زحمت دل کجا بری؟ آبله پاست زندگی دل به زبان نمیرسد،لب به فغان نمیر سد کس به نشان نمیرسد تیر خطاست زندگی یکدو نفس خیال باز رشتهء شوق کن دراز تا ابد از ازل بتاز!ملک خداست زندگی خواه نوای راحتیم، خواه تنین کلفتیم هر چه بود غنیمتیم سوت وصداست زندگی شور جنون ما ومن جوش فسون وهم و زنّ وقف بهار زندگیست لیک کجاست زندگی بیدل از این سراب وهم جام فریب خورده ای تا به عدم نمیرسی دور نماست زندگی بیدل دهلوی
« غفلت » لازمه خشنودی است. پس در دنیای متهور نو نیازهای انسانی نیز تا آنجا محدود شده اند که بین نیازها و برآورده شدنشان فاصله ای نماند؛ یعنی افق غایات انسانی اجازه نمی یابد که از مرز حیوانیت فراتر رود. دریغ از آن اوقات متعالی که روح به بی منتها پیوند می خورد!
بی قراری عین ذات انسانی است، چرا که قرار او در عدم است؛ عدم نه به معنای لامکان و لازمان – که در افق وهمی یوتوپیا متصور است – بلکه عدم به معنای افق مثالی وجود، ماورای زمان و مکان، افق اعلی.
غروب جمعه؛ ![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اللهم عجل لولیک افرج![]()






![]()


![]()
![]()




![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدایا خیلی دوستت دارم،خیلی![]()












